
نشست علمیپژوهشی با عنوان «بازخوانی جلوههای تابآوری در سیره فاطمی» با حضور حجتالاسلام و المسلمین دکتر شفیعی و به دبیری آقای پورکیوان در دانشگاه مجازی برگزار شد.
در این نشست تخصصی، دکتر شفیعی با اشاره به ریشههای قرآنی و روایی مفهوم تابآوری و واژگان مترادف آن نظیر «صبر»، «استقامت»، «ثبات» و «عدم استکانت»، به تبیین ابعاد گوناگون تابآوری در سیره صدیقه طاهره (س) پرداخت. وی تأکید کرد که تابآوری فاطمی محدود به حوادث پس از رحلت پیامبر (ص) نبوده، بلکه این فضیلت ریشه در پیش از خلقت و آموزههای حیاتی اهلبیت (ع) دارد.
سخنران جلسه با دستهبندی گونههای تابآوری در سیره حضرت زهرا (س)، ابعاد این الگو را در پنج ساحت «عبادی و معنوی»، «سیاسی و جهاد تبیین»، «اقتصادی و معیشتی»، «خانوادگی و تربیتی» و «اجتماعی و عامالمنفعه» تشریح کرد و بر لزوم الگوگیری جامعه امروز و مسئولان از این سیره نورانی در مواجهه با چالشها و فشارهای دشمنان تأکید نمود.
این نشست با تقدیر از دستاندرکاران معاونت پژوهشی دانشگاه و ذکر صلوات بر محمد و آل محمد (ص) به کار خود پایان داد.
.........................
متن و صوت کامل نشست علمیپژوهشی با عنوان «بازخوانی جلوههای تابآوری در سیره فاطمی»:
(جهت شنیدن صوت این نشست روی متن بالا کلیک کنید)
متن کامل نشست علمی پژوهشی: بازخوانی جلوههای تابآوری در سیره فاطمی
دبیر جلسه (آقای پورکیوان):
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی أمری و احلل عقدتاً من لسانی یفقه قولی.
عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت عزیزان و سروران گرامی. با امید به قبولی طاعات و عبادات شما خوبان، جلسه حاضر را آغاز میکنیم. دعا میکنیم در ابتدا برای شادی روح شهدا، امام شهدا، رهبر شهید، مجاهد کبیر و اعوان و یاران ایشان، تمام شهدا از شهدای غزه، لبنان، ایران و همه مظلومین.
عرض تسلیت دارم سالروز شهادت بیبی دو عالم، صدیقه اطهر سلام الله علیها. امید دارم که همانطوری که توفیق داد بحثی با محوریت بیبی دو عالم و مسائل روز برگزار بشه، تمام حاجات عزیزان برآورده و بهخیر بشود إنشاءالله.
در ابتدا تشکر دارم از ریاست محترم دانشگاه مجازی، از معاونت پژوهش و دوستان اداره برگزاری نشستهای علمی، آقای منفرد و همکارانشان و همچنین در خدمت استاد عزیز هستیم؛ جناب حجتالاسلام و المسلمین دکتر شفیعی که قریب به ۴۰ سال مباحث اسلامی و در حوزه بحثِ مورد نظر کار کردند و عصاره مباحث خودشان را در اینجا ارائه میکنند؛ إنشاءالله که بتوانیم از محضر استاد به نحو شایسته استفاده کنیم و آنچه که مرضی حضرت حق است و رضایت اهلبیت کسب بشه إنشاءالله.
در ابتدای امر، جناب آقای شفیعی! با توجه به موضوع بحث که «بازخوانی جلوههای تابآوری در سیره فاطمی» هست و با بحثهای روز ما و مسائل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ما گرهها و پیوندهای عمیق دارد، انتخاب صحیح شما از این عنوان و ارتباطش با عصر بعثت و عصر ائمه، نشان از ذکاوت و هوشیاری در بیان مسائل و تحلیلهای صحیح و ارائه آن برای مخاطب و رفع نیازهایی هستش که در این زمینه متوجه جامعه است. در ابتدا از محضر شما درخواست دارم که فضایی از دورنمای بحث یا مباحث مقدماتی که به نظر شما شایسته است در ابتدای این پژوهش مورد بررسی قرار بگیرد را بیان بفرمایید.
استاد شفیعی:
السلام علیکم. أعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. اللهم صل علی ولیّک الحجة بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و در کل ساعة ولیّاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً حتی تسکنه أرضک طوعاً و تمتعه فیها طویلاً.
جهت تعجیل در فرج حضرت، هدیه به ارواح طیبه حضرات معصومین به ویژه حضرت فاطمه زهرا أمالأئمة سلام الله علیها درود میفرستیم و عرض تسلیت داریم ایامی را که منسوب به صدیقه طاهره است؛ إنشاءالله که این گفتوگومون سودمند واقع شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد (اللهم صل علی محمد و آل محمد).
خدا را شاکر و سپاسگزاریم که توفیق داد در ایامی که معروف است به ایام فاطمیه، به طرح این بحث کاربردی بپردازیم. زحمت زیادی کشیده شد در تهیه مطالب و مواد خام و تدوین هم شده است که در صورت نیاز افراد میتوانند استفاده کنند؛ عصاره مباحث در واقع در این جلسه بازگو میشود با توضیحاتی که نیاز هست.
بحث، همانطوری که دبیر محترم جلسه جناب آقای پورکیوان اشاره فرمودند، بحث بسیار مهم و کاربردی است؛ چیزی که جامعه ما در شرایط فعلی بیشتر نیاز دارد با آن آشنا بشود. به هر حال صدیقه طاهره، سیره بلند و جاویدش الگویی برای ماست. در روایت داریم که امام زمان علیهالسلام میفرماید وقتی قیام کنم: «وفي ابن رسولالله لي أسوة حسنة»، الگوی من مادرم زهرای مرضیه است. و در روایت دیگری از امام عسکری علیهالسلام داریم که فرموده است: «نحن حجج الله علی خلقنا و أمّنا فاطمة حجة الله علینا»؛ پیامبر در مورد حضرت زهرا بارها فرمود: «فداها أبوها»، این تنها یک پیوند نسبی را مطرح نمیکند، بلکه پیوندهای اخلاقی، معرفتی، معنوی و سایر ابعاد را هم برای ما مطرح میکند و در نتیجه نیاز هست که ما با سیره حضرت در این حوزه إنشاءالله آشنا بشیم و بحث به طور گویا مطرح بشه.
عنوان بحثمان با توجه به شرایطی که در آن قرار داریم، تحت عنوان «بازخوانی جلوههایی از تابآوری در سیره فاطمی» است. پیرامون این موضوع مباحث فراوانی مطرح است که بند عرایضم را سعی کردم در دو محور دنبال بکنم:
محور اول: مباحث مقدماتی و مبانی بحث است که در حوزههای مختلف مطرح میشود و به بعضی از آنها اشاره میکنم.
بحث اول: چیستی مفهوم تابآوری و واژگان مترادف با آن در قرآن و حدیث. کلمه تابآوری اگرچه در ماههای اخیر وارد ادبیات سیاسی و فرهنگی ما شده است، ولی سابقه این بحث طول و دراز دارد و در متون لغوی و حوزههای مختلف مطرح بوده؛ از جمله در دانش روانشناسی و علوم اجتماعی مدرن. کلمه تابآوری وقتی مطرح میشه یعنی ظرفیت یک فرد (حالا اینجا تعبیر فرد آمده ولی یک امت هم همینطور است)، ظرفیت یک فرد یا یک امت و جامعه، یک سیستم، یک جمعیت یا یک نهاد را در نظر بگیریم؛ ظرفیت یک فرد یا سیستم برای بازگشت به تعادل اولیه. یعنی ممکن است فرد یا نهادی، ملتی مواجه با حوادث سخت و تلخ و دشواری بشه، ضربه ببیند و فشارهای سهمگینی بر او وارد بشود؛ شخصی که تابآوری برایش مطرح است در واقع بازسازی میکند و ایستادگی میکند، مقاومت میکند، خم به ابرو نمیآورد، سختیها و ناملایمات را به جان میخرد. به تعبیری امروزی، تابآوری یعنی مقاومت، یعنی پایمردی، یعنی ایستادگی؛ همانی که در روایات ما راجع به مؤمنان مطرح است که امام باقر علیهالسلام در یک بیان نورانی میفرماید: «المؤمن أصلب من الجبل» (انسان مؤمن از کوه سختتر است). بعد حضرت دلیل میآورد و میفرماید: «الجبل يستقل من حشاه والمؤمن لا يستقل من دینه شيء»؛ از کوه چیزهایی کنده میشود و جدا میشود؛ اگر زلزلهای بیاید، اگر صاعقه آسمانی بیاید، اگر با ابزارهای جدید و نارنجکها انفجاری ایجاد بکنند، درلی را به کار بگیرند، یا اگر طوفانی بیاید و برف و بارانی ببارد، میشنویم کوه ریزش کرده و سنگی از آن جدا شده است. امام باقر میفرمود مؤمن از کوه سختتر و مقاومتر است: المؤمن أصلب من الجبل. دلیلش هم این است که از کوه در اثر حوادث طبیعی (زلزله، طوفان، باران، برف و غیره) چیزهایی جدا میشود؛ تازه اگر اینها هم نباشد، با انفجار و ابزارهایی مثل درل و غیره از کوه کنده میشود، ولی مؤمن اینچنین نیست: «والمؤمن لا يستقل من دينه شيء».
همین اخیراً ما دیدیم در جریان نبرد یمنیهای سرفراز با مزدوران آل سعود، آن عزیزی که دستگیر و اسیر شده بود اما مردانه با اینکه اسیر بوده ایستادگی میکند و مقاومت میکند؛ ملت ما هم در جریان انقلاب اینگونه بوده، به خصوص در این دو سه جنگ اخیر، و ما میخواهیم بگیم که این ریشه در سیره فاطمی و مجموعه اهلبیت علیهمالسلام دارد. بنابراین تابآوری عبارت دیگری از همان مقاومت است، بازسازی توانمندیهاست و ترک نکردن میدان.
واژگان مترادف: اما واژگان مترادف؛ اول اشاره کردم تعبیر تابآوری اگرچه در فرهنگ لغت سابقه دارد، ولی در ادبیات سیاسی و فرهنگی ما چند ماهی بیشتر نیست که وارد عرصه اجتماعی و فرهنگی شده است. هم مقام معظم رهبری این تعبیر را به کار بردند (هم رهبر شهید و هم رهبر معظم انقلاب فعلیمان در یکی از پیامهایشان روی کلمه تابآوری و تابآوری امت سخنی فرمودند). به همین جهت میخواهم عرض کنم در عین اینکه این کلمه سابقه طولانی در فرهنگ لغات ما دارد، ولی در بین توده مردم و جامعه خیلی مطرح نبوده و اخیراً وارد عرصه فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ما شده است.
اما واژگان مترادفی را ما در قرآن و حدیث داریم. من از باب نمونه چند واژه را نام میبرم:
- کلمه صبر: صبر در واقع رایجترین و جامعترین واژه قرآنی است که به جای تابآوری میتوان به کار برد و از آن استفاده کرد. منتها صبر به معنای تحمل منفعلانه رنج نیست؛ یعنی انسان بیاید رنج را بپذیرد و بگوییم این صبر است، نه! منفعلانه نیست؛ بلکه فعال هست، پایداری آگاهانه در مسیر حق است، خویشتنداری در برابر دشواریها و حفظ جهتگیری درست در شرایط فشار است. اتفاقاً قرآن با همین نگاه انبیا و مؤمنین را مورد خطاب قرار داد. قرآن در تمجید از منش انبیای الهی به شخص رسولالله میفرماید: «فاصبر يا رسولالله» صبور باش، مقاوم باش، ایستادگی بکن، خم به ابرو نیاور کما صبر أولوالعزم من الرسل. در آیه دیگری (آیه ۳۵ سوره احقاف و همچنین در سوره معارج) خطاب به پیامبر میفرماید: «فاصبر صبراً جميلاً» که در مورد این صبر جمیل در کتابهای تفسیری کموبیش بحث شده که مراد از آن چیست؛ یعنی صبری که کارآمد باشد، گرهگشا باشد و منفعلانه نباشد. اتفاقاً در سیره حضرت زهرا ما همین جلوه صبر را میبینیم. خدای متعال نه تنها از انبیا طلب صبر و مقاومت میکند، از مؤمنان هم همین تقاضا را دارد: «واصبروا إن الله مع الصابرين».
- ثبات: واژه دیگری که مطرح است کلمه ثبات است؛ یعنی پایداری و استقامت ساختاری و غیرساختاری. این کلمه به جای تابآوری و مقاومت به کار میرود تا شخص دچار تزلزل نشود و ایستادگی، مقاومت، ثبات قدم و پایمردی برایش مطرح باشد.
- عدم الاستکانه: البته در قرآن واژه «استکانه» به کار رفته و استکانه نقطه منفی است؛ منظور از «عدم الاستکانه» عبارت دیگری از همان تابآوری است، چون استکانت یعنی فروپاشی روانشناختی (امروز میگوییم فلانی خودش را گم کرد، عقبنشینی کرد، دچار حیرت و سرگردانی شد، دودل شد و تسلیم شد؛ اینها همه همان استکانت است). خدای متعال در تمجید از یاران انبیای الهی همین مسئله را با نگاه مثبت مطرح میکند؛ به جای اینکه یاران انبیا دچار استکانت، خواری، ذلت و فروپاشی روانی باشند، «عدم الاستکانه» هستند. لذا در قرآن کریم میفرماید: «وكأين من نبي قاتل معه ربيون كثير فما وهنوا لما أصابهم في سبيل الله وما ضعفوا وما استكانوا والله يحب الصابرين»؛ خداپرستان بسیاری همراه با انبیاء الهی کارزار کردند؛ خصوصیت اینها چه بود؟ در مسیر دینداری، دفاع از توحید و خداپرستی دچار مشکلاتی شدند، ولی این مشکلات آنها را عقب نراند، پشیمان نکرد و میدان را ترک نکردند؛ تابآوری برایشان مطرح بود. کشته دادند، مجروح دادند، اسیر دادند، خانهها ویران شد، امکانات اقتصادی را از دست دادند، اما در مسیر دفاع از توحید خدا و آیین الهی، سستی برایشان مطرح نبود، ناتوان نشدند و استکانت (فروپاشی روانی) برایشان مطرح نبود؛ روحیهشان پرصلابت و بانشاط بود و به ادامه راه میپرداختند.
- صدق و رضا: واژه دیگری که مطرح است واژه صدق و رضاست. در توصیف مؤمنان یکی از مسائلی که مطرح است، رضای به قضای الهی است. صدق و رضا در واقع مرحلهای از تابآوری معنوی است؛ اینکه انسان تسلیم قضا و قدر الهی باشد و با دیدن مشکلات، صحنه را ترک نکند. این نمادی از تابآوری و به جان خریدن تلخی حوادث است، چنانچه در مورد سالار شهیدان در روز عاشورا داریم که فرمود: «إلهي صبراً على قضائك»؛ خدایا من در برابر قضا و خواستهات که خواستهای حکیمانه است صبورم، ایستادگی میکنم و به رضای تو راضیم.
این اجمالی بود از بحث مفهومشناسی؛ هم خود واژه تابآوری را مطرح کردیم و هم مترادفات آن در آیات که بیشترین واژه، «صبر» است. یکی دیگر از واژگانی که حتماً باید اینجا افزوده شود، واژه «استقامت» است. واژه استقامت در کنار واژه صبر در قرآن بسیار پرکاربرد است؛ قرآن به شخص پیامبر خطاب کرد: «فاستقم كما أمرت ومن تاب معك». نه تنها شخص پیامبر باید تابآوری و مقاومت داشته باشد، بلکه یاران پیامبر هم باید اینگونه باشند. آیات دیگری هم هست مثل: «إن الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا فلا خوف عليهم ولا هم يحزنون». به هر حال استقامت نیز یکی از واژگان قرآنی و حدیثی است که میتوان به جای تابآوری از آن استفاده کرد. بنابراین واژه تابآوری نامانوس نیست؛ اگر با فرهنگ قرآن آشنا باشیم به خوبی مییابیم که این واژه و مترادفاتش در قرآن به کار رفته است.
دبیر جلسه (آقای پورکیوان):
تشکر میکنم از استاد جلسه که مباحث مقدماتی را تنقیح کردند و چیدمان بسیار منظم و آراستهای را در این خصوص ارائه دادند. آنچه به عنوان چکیده بحث ایشان میتوان بررسی کرد این است که در مفهوم لغوی، تابآوری یعنی ظرفیت یک امت، جامعه، سیستم یا نهاد برای بازگشت به تعادل اولیه؛ یعنی ایستادگی و مقاومت که در سنت اهلبیت علیهمالسلام نیز شواهد فراوانی دارد. در خصوص مفهومشناسی اصطلاحی در فرهنگ قرآنی نیز واژگانی چون صبر، ثبات، عدم استکانه، صدق و رضا، و استقامت ذکر شد.
استاد گرامی! با توجه به این مبانی نظری و پیشینه زمانی این بحث در تاریخ انبیا و سیره پیش از اسلام، و همچنین با اشاره به پیشینه پژوهشی (مانند مقالاتی در زمینه تابآوری بانوان در اسلام، استقامت و پایداری در سیره پیامبر و حضرت زهرا، معنابخشی به رنج، و اقتصاد مقاومتی)، بفرمایید پاسخ به سوال اصلی بحث و گونهشناسی ابعاد تابآوری در سیره فاطمی چگونه است؟
استاد شفیعی:
همانطور که اشاره فرمودید، در بخش دوم به سراغ گونهها و ابعاد تابآوری صدیقه طاهره در عرصههای مختلف (شخصی، اجتماعی، فرهنگی، معنوی، سیاسی و اقتصادی) میرویم. پیش از ورود به بحث گونهها، توجه به سه نکته ضروری است:
- پیشینه تابآوری پیش از خلقت: در زیارتنامه معروف حضرت زهرا آمده است: «السلام علیک یا ممتحنة امتحنک الله الذی خلقک قبل أن یخلقک فوجدک لما امتحنت به صابرة»؛ این نشان میدهد که امتحان و تابآوری حضرت به قبل از خلقت جسمانی ایشان بازمیگردد.
- عمومیت تابآوری در خاندان عصورت: تابآوری مختص شخص حضرت زهرا نیست، بلکه سیره همه اهلبیت است؛ چنانکه خود حضرت در خطبه فدکیه با تشبیهی بسیار زیبا فرمودند: «نصبر منکم علی مثل حد السمد و رقص الصنانف الحشا» (صبر ما در برابر شما مانند کشیدن کارد بر روی استخوان و فرو رفتن نیزه در اعماق جگر است).
- جامعیت و تکثر ابعاد تابآوری: تابآوری حضرت زهرا تنها منحصر به ۷۵ یا ۷۰ روز پس از رحلت پیامبر و هجوم به خانه ایشان نیست، بلکه ابعاد گوناگونی دارد.
گونهشناسی و نظام دستهبندی مصادیق تابآوری در سیره فاطمی:
ساحت اول: ساحت عبادی و پیوند توحیدی (تابآوری معنوی)
ما گمان میکنیم تابآوری تنها در عرصههای سیاسی و اجتماعی معنا دارد، در حالی که پشتوانه هر مقاومت اجتماعی، تابآوری معنوی است. نمونههای بارز آن عبارتند از:
شبزندهداریهای شگفتانگیز: حسن بصری (با وجود گرایشهایش) درباره عبادت حضرت زهرا میگوید: در امت اسلامی کسی عابدتر از فاطمه نبود؛ آنقدر به عبادت میایستاد که پاهای مبارکش ورم میکرد. همچنین امام مجتبی علیهالسلام فرمود دیدم مادرم از سر شب تا طلوع فجر در محراب عبادت بود و مدام برای مؤمنان و مؤمنات دعا میکرد.
انس با قرآن و مناجاتهای آسمانی: ابن شهرآشوب و دیگر بزرگان نقل کردهاند که حضرت در نماز از ترس خدا نفسنفس میزد (تنحج فی الصلاة من خيفة الله تعالی). همچنین بهرهگیری از حرزهای معتبر (مانند حرز مشهور حضرت زهرا در مهج الدعوات) نمونهای از پناه بردن به مناجاتهای آسمانی برای عبور از ناملایمات است.
ساحت دوم: ساحت سیاسی و ولایتمداری
تابآوری سیاسی حضرت زهرا در دفاع از ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام جلوههای درخشانی دارد:
جهاد تبیین: ایراد خطبه آتشین فدکیه در مسجدالنبی، تبیین مبانی توحیدی، فلسفه احکام، مشروعیت غدیر و افشای عوامل انحراف جامعه.
حضور میدانی و مراجعه شبانه: مراجعه شبانه همراه با امیرالمؤمنین و حسنین به خانه مهاجران و انصار برای اتمام حجت.
بیتالاحزان: ایجاد بیتالاحزان به عنوان یک کنش اعتراضی خاموش اما برنده و تأثیرگذار در برابر فشار مخالفان.
وصیت به دفن شبانه و پنهانی: سفارش به غسل و دفن شبانه به عنوان آخرین تیر خلاص به مشروعیت غاصبان و ممانعت از تطهیر چهره آنان توسط دستگاه خلافت.
ساحت سوم: ساحت معیشتی و مدیریتی (تابآوری اقتصادی)
در شرایط سخت اقتصادی و تنگدستی (مانند محاصره شعبه ابیطالب در دوران کودکی و مشکلات اقتصادی زندگی مشترک با علی علیهالسلام)، حضرت با مدیریت اقتصادی صحیح و صبوری در برابر سختیها، الگویی جاودانه از تابآوری اقتصادی ارائه دادند.
ساحت چهارم: ساحت خانوادگی و زیستی (تابآوری تربیتی و عاطفی)
نقش بینظیر حضرت به عنوان همسری صبور، مادری نمونه در تربیت فرزندان، و مادری برای پدر بزرگوارشان (أم ابیها) با وجود تمامی مشکلات و رنجها.
ساحت پنجم: ساحت اجتماعی و عامالمنفعه (ایثار و دستگیری از نیازمندان)
نمونه بارز آن در داستان سوره مبارکه هل أتی (انسان) و ایثار طعام به مسکین، یتیم و اسیر با وجود نیاز شدید خودشان، که اوج تابآوری اجتماعی و نوعدوستی را نشان میدهد.
